سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
607
تاريخ ايران ( فارسى )
خواهد ساخت . بدين سبب هم من از فرستادن آنها امتناع نمودم . نامبرده بدين جهت شبانه فرار كرد . اينها حقائقى بود كه من روزانه با آن مواجه بوده و همه را جمعآورى مينمودم . در خاتمه اين را اضافه ميكنم كه هرچند كه اين صاحبمنصبان نظامات جديد يعنى مشروطه بدتر از اسلاف خود نبودند ولى سلفها ميدانستند كه مردم را چگونه غارت كنند بدون آنكه حس عداوت و تنفر آنها را برانگيزند ، در صورتى كه اين جديديها نسبت به همه متكبر و گستاخ بوده و حتى به خود من گفتند كه ايرانيان را بايد مانند شتر كتك زد . بعلاوه اينها راجع بامور ادارى يا فلاحت و كشاورزى و نيز راجع به حوزهء مأموريت خود هيچگونه تجارب و معلوماتى نداشتند . خاتمهء دورهء تسلط و نفوذ بختياريها نائب السلطنه در ماه ژوئن 1912 براى مدت زياده از يك سال ايران را ترك گفت و كابينهء بختيارى در اينموقع خود را فرمانرواى مطلق تصور مينمود ، ولى چون در برقرارى نظم و انتظام شكست كامل خورده و از حيثيت و مقامى كه در ميان احزاب و دستجات داشتند افتادند ، بالاخره مصمم گشتند كه سعد الدوله را كه نقشهاى زيادى در سياست ايران بازى كرده بود احضار نمايند و چون او به ايران برگشت به زودى نه فقط دوباره منفور مردم واقع شد ، بلكه در نتيجهء اين پيشآمدها بختياريها كه او را رقيب خود ميدانستند با او به مخاصمت پرداختند . كابينه مجبور به استعفا گرديد و علاء السلطنه كه چندين سال بعنوان نمايندهء ايران در دربار سن جيمز خدمت ميكرده مأمور تشكيل كابينه گرديد . بختياريها وقتى ديدند كه زمام حكومت از دست آنها خارج مىشود بر جسارت و نخوت و كبريائى كه داشتند افزوده شده و باعث شد كه يك وضع متخاصمانهاى نسبت به ژاندارمرى اتخاذ كنند . « 1 » اما فرماندهان سوئدى كاملا قادر به مقاومت در مقابل اين پيشآمد بودند ، چنان كه افراد ايل مغلوب شده و مراكز آنها محاصره گرديد . بالاخره رؤسا مجبور شدند كه افراد مسلح خود را منحل ساخته و به اين اهانت تن در دهند و در نتيجه نفوذ و قدرت آنها خاتمه يافت . اين واقعه در تاريخ مشروطه اهميتى بسزا دارد ، چه آن
--> ( 1 ) - در فصل هشتاد و هفت راجع به پيدايش اين نيرو صحبت خواهيم كرد . ( مؤلف )